را نشان ميدادند. امتحان اولي در تالار امتحانات بخش انجام ميگرفت، كه موجب دريافت درجهٴ نوآموزي ميشد. دومين سلسلهٴ آزمونهاي رقابتآميز هر سه سال يكبار در تالار ايالتي انجام ميگرفت و برندگان بهدريافت عنوان چو جِن نايل ميشدند. امتحانات نهايي در پكن موجب دريافت عنوان چين شيه ميگشت كه غالباً درمورد فضلاي چيني در اين كتاب از آن ياد كردهايم. اين عنوان راه ورود به خدمات دولتي را ميگشود و تعدادي از آنان براي پستهاي خالي انتخاب ميشدند، بلند پروازترين افراد ميكوشيدند يك آزمون ديگر را بگذرانند به نام تين شيه (آزمونهاي كاخ) كه به آنان اجازه ميداد وارد فرهنگستان ادبيات امپراتوري، يعني هان ـ لين يوآن شوند.
فوايد اين نظام بسيار بود. در ميان اقليتي برگزيده، معلوماتي عميق در زمينهٴ ادبيات و آثار كلاسيك كنفوسيوسي را زنده نگاه ميداشت. تأمين طبقهٴ باسوادي از كارمندان كشوري را از ميان باهوشترين مردم سراسر كشور امكانپذير ميساخت، بدون توجه به محل، خانواده يا ثروت آنان. اينكار اساساً براي برآوردن نيازهاي كشور و ايجاد اشرافيت غيرموروث و درحال تغيير ضروري بود.
زبانهاي آن از اين هم بيشتر بود. در وهلهٴ اول اين آزمونها منحصراً ادبي بود. هميشه هدف نوشتن مقالات قالبي بهزباني كلاسيك و باسمهاي بود، كه معمولاً خوبي آنها را با تعداد نقلقولها يا تلميحاتي1 از آثار كلاسيك يا اشارهاي به آنها ميسنجيدند. اين آزمونها بهجاي متوجه ساختن اذهان به اوضاع متغير، آنان را متوجه گذشتهاي ساخت كه با واقعيت وفق نميداد؛ بيش از پيش، غيرقابل درك ميشد يا دركش دستخوش سوءتفاهم ميگرديد. اين تنها حق ناروايي بود كه براي قوت حافظه قايل ميشدند و ساير كيفيات فكري و عقلي مورد غفلت و نسيان قرار ميگرفت. برخي تلاشهاي ضعيف براي تغيير ماهيت آزمونها انجام گرفت، كه تعدادي از آنها در پايان سدهٴ اخير بود، ولي نظام چنان ريشهٴ عميقي دوانده و استحكام يافته بود كه تغيير در آن امكان نداشت.
در سراسر سدههاي ميانه، و پس از آن، مردم چين براي اين آزمونها اهميت زيادي قايل بودند و نامزدهاي موفق درشمار قهرمانان جوامعشان درميآمدند و به افتخارشان اقسام جشنوارهها برگزار ميشد. اين ظاهراً خندهدار است، ولي نشانهٴ قدرداني مردم از معرفت بود كه آنرا راهي بهسوي نيكي ميدانستند. احترام مردم به دانشمندان كمتر از بت ساختن از ستارگان سينما، بازيكنان بيسبال، گاوبازان، و لطيفهگويان درخور سرزنش است. جنبهٴ ديگر نظام چيني